بخش چهارم

 

مراحل جمع و تدوین قرآن

قرآن‏پژوهان عقیده دارند که جمع و تدوین قرآن در سه مرحله انجام شده است: 

۱ ـ   در زمان حیات سیّد.

۲ ـ   در زمان خلافت أبوبکر.

۳ ـ   در زمان عثمان.

۱ ـ ۱ ـ مراد از «جمع» در زمان رسول‏اللّه مبارک دو منظور است:

 الف ـ حفظ قرآن در اذهان، لذا به‏حافظان قرآن «جُمّاعُ القرآن» مى‏گفتند.(1)   

هفتاد نفر از آنان یک سال بعد از وفات سیّد در جنگ با مسیلمه‏ى کذاب کشته شدند.

ب ـ جمع به‏معناى نگارش، که آیات قرآن را بر شاخه‏ى درخت خرما، یا تخته‏هاى سنگ، چوب، تکه‏هاى استخوان و چرم مى‏نوشتند. شماری از محققان و بزرگان مانند سیّد مرتضی علم‎الهدی، و سیّد أبوالقاسم خوئی بر این هستند که قرآن کریم به‏همین ‏ترتیبی که الآن موجود است، در زمان حیات سیّد شکل گرفته و صورت‏بندی شده است. و این  به‏دستور و عنایت شخص سیّد بوده است. این نظر بسیار نادر و در اقلیت است. مى‏توان گفت این نظر بیش‏تر منشأ عقیدتی دارد، تا مبنای تحقیقی.

بیش‏تر محققین بر این باور هستند که قرآن کریم بعد از رحلت سیّد جمع‎آوری و به‏این صورت مرتب شده است، دلیل می‎آورند که تا زمانی سیّد در قید حیات بود، هرلحظه احتمال نزول سوره‎ها و آیه‎های جدید، داده می‎شد؛ زیرا قطع شدن وحی از زمان رحلت سیّد بوده است.

۲ ـ ۲ ـ در زمان خلافت أبوبکر: به‏دنبال جنگ یمامه و جنگ با مسیلمه‏ى کذاب که در سال ۱۱ هجرى واقع شد و طى آن تعداد ۷۰ نفر از حافظان و قاریان قرآن (جُمّاعُ القرآن) کشته شدند، خلیفه با تشویق عمر خطاب بر آن شد تا به‏جمع‏آورى و نگارش قرآن مبادرت ورزد و مصحفى تدوین کند. بخارى در صحیح خود از قول "زید بن ثابت" نقل مى‏کند: در روزهاى که جنگ یمامه اتفاق افتاد، أبوبکر به‏طلب من فرستاد(2)  نزد او رفتم، دیدم عمر خطاب هم آن‏جا است، أبوبکر به‏من گفت: عمر نزد من آمده و گفته واقعه‏ى یمامه حافظان قرآن را درو کرده و من مى‏ترسم جنگ‏هاى آینده، بقیه‏ى آنان را نیز از بین ببرد، در نتیجه بسیارى از قرآن که در سینه‏هاى آن‌ها است، در خاک دفن شود و از بین برود. به‏نظرم مى‏رسد دستور دهى تا قرآن جمع‏آورى و مکتوب شود.

ـ أبوبکر گفت: من چگونه دست به‏کارى بزنم که رسول خدا نکرده است؟

ـ عمر گفت: به‏خدا قسم این کارى خوبى است.

أبوبکر گفت: در این موقع خدا سینه‏ى مرا فراخ کرد و من اجازه دادم که قرآن جمع‏آورى و تدوین شود. در نتیجه "زید بن ثابت" مأمور شد تا قطعات قرآن را که در یادداشت‏هاى اشخاص، یا در ذهن ایشان محفوظ مانده بود گردآورى نماید. مصحفى از پوست در چند نسخه تهیه شد که تعدادى براى بلاد ارسال گردید و نسخه‏هاى درمدینه دراختیار علاقه‏مندان قرار گرفت؛ از جمله یک نسخه به‏‏"حفصه" دختر عمر و نسخه‏ى نیز به‏عایشه، دختر أبوبکر (هردو همسران رسول‏اللّه) تعلق گرفت. مصحف زیدبن ثابت با خط درشت و بدون نقطه و حرکات تدوین شده بود. مشهور است که در همان زمان به‏وسیله‏ى برخى از صحابه ‌قرأت‏ها و نسخه‏هاى دیگرى از قرآن عرضه شد که گاه از لحاظ ترتیب سوره‏ها و گاه از لحاظ نحوه‏ى قرأت برخى از جاها با متن نخستین زید تفاوت داشت. روایت است که تدوین کننده‏‏گان قرآن‌های مذکور چند تن از صحابه ‌به‏نام‏هاى "ابى بن‌کعب"، "عبداللّه ابن‏مسعود"، "أبوموسى اشعرى" و "مقداد بن‌عمرو" بودند.(3)  

در روایت ابى بن کعب دو سوره وجود داشت که در مصحف رسمى زید دیده نمى‏شد. و روایت ابن‏مسعود هم سوره‏هاى ۱۱۳ و ۱۱۴ را فاقد بود.(4)  «ابن‏ندیم» (م ۳۸۴، ﻫ ق) در «الفهرست» نمونه‏هاى از روایات ابى بن‌کعب و ابن‏مسعود به‏دست مى‏دهد.(5)

۳ ـ ۳ ـ  در منابع تاریخی مواردی متعدد از وقوع اختلاف میان مسلمانان در قرائت قرآن و در متون قرآن‌ها گذارش شده و گفته‌اند که این اختلافات سبب گردید تا برای حل آن، چاره‌جوىى شود. پیش‏نهاد یکی کردن مصاحف و قرأت‏ها از سوی «حذیفه» مطرح شد و عثمان نیز بر ضرورت چنین اقدامی واقف گشته بود، از این‌رو صحابه ‌را به‏مشورت فراخواند و آن‌ها همه‏گی بر ضرورت چنین کاری، با همه دشواری‌های آن نظر مثبت دادند. عثمان کمیته‏ى مرکب از هفت نفر تشکیل داد که (بنا بر مشهور) مرکب بود از "على بن ابى ‏طالب"، "زید بن ثابت"، "ابى بن کعب"، "عبداللّه ابن‏مسعود"، "أبوموسى اشعرى"، "عبدالله بین زبیر" و "مقداد بن عمرو". بعداً تعداد آن‌ها به‏دوازده نفر افزایش یافت و به‏آنان دستور داده شد که چون قرآن به‏زبان قریش نازل شده است، ‏آن‏را به‏زبان قریش بنویسند. هیأت فراخوان داد که هرکس آیه‏ى از قرآن در ذهن دارد که ‏آن‏را مستقیماً از رسول‏اللّه شنیده است حضور یابد، ‏آن‏را عرضه بدارد، تا در صورتى که مورد تأیید اعضاى هیأت قرار گرفت، ثبت گردد. کسانى زیادى آمدند و آیاتى عرضه داشتند که مورد قبول واقع شد، چنان‏که آیاتى هم مردود گشت... "عبدالرحمن سوده" قرآن‏پژوه بزرگ معاصر، مواردى را در کتاب "تاریخ قرآن" مى‏آورد که اشخاص ادعا کرده بودند شخصاً از لسان سیّد شنیده‏اند، امّا مورد تأیید اعضاى هیأت قرار نگرفت.

هم‏چنین گاه بین اعضای هیأت در مورد گنجانیدن برخی آیات و سور اختلافاتی بروز مى‏کرد. مثلاً در مورد سوره‏ى فاتحه که در صدر قرآن جای گرفته‌ است و محتوای این سوره تماماً دعای است آکنده از راز و نیاز بنده با خدا؛ چنان‏که از نظر منتقدان امروزه نیز کلام خدا شناخته نشده است؛ گویا این سوره در شماری از نسخه‌های قرآن نبوده است. عبدالله بن مسعود {از کاتبان وحی و از حافظان قرآن} این سوره و دو سوره‏ى معوذتین را کلام خدا نمى‏دانست و با قرار دادن سوره‏ى فاتحه (و دو سوره‏ى معوذتین) در مصحف مخالف بود. او می‌گفت سوره‏ى فاتحه به‏هیچ جای خاصی از قرآن تعلق ندارد و اگر بخواهد ‏آن‏را در مصحف قرار دهد، باید ‏آن‏را در اول هر بخش از قرآن تکرار کند. برخی از منتقدان با این استدلال که این سوره با لفظ «قل» شروع نمی‌شود ‏آن‏را متعلق به‏قرآن ندانسته‌اند. در مقابل، مفسرین قرآن معتقداند «خدای ‌تعالی دراین سوره به‏بنده‏ى خود یاد می‌دهد که چگونه حمدش را بگوید، و چگونه سزاوار است ادب عبودیت را در مقامی که می‌خواهد اظهار عبودیت کند، رعایت نماید». برخی از بزرگان اهل سُنّت مانند امام فخر رازی و ابن‏حزم نسبت دادن این روایت به‏ابن‏مسعود را ناروا دانسته‌اند. عاصم روایتش از قرآن را از ابن‏مسعود گرفته و معوذتین در قرآن عاصم آورده شده‌اند.

به‏هرحال، وقتى کار هیأت به‏پایان رسید و مصحف مدون از حیث صحت قرأت و کتابت مورد تأیید عثمان قرار گرفت، به‏دستور عثمان تمام مصحف‏هاى را که تا آن‏روز در اقطار بلاد اسلامى منتشر شده بود، جمع‏آورى نموده و با آب داغ و سرکه جوشانید و قرآن جدید جانشین آن گردید.(6) مع‏هذا در تاریخ و نحوه‏ى تدوین قرآن اختلافات زیادى به‏‏ثبت رسیده که گویا تا قرن چهارم هجرى ادامه داشته است. به‏پنداشت تعدادی از قرآن‏پژوهان که «امین الدین سعیدی ـ مشهور به‏سعید افغانی» از آن جمله است، تا قرن چهارم هجری چهارنوع قرآن حاوی اختلافات متنی در بین مسلمین مروج بوده‏اند. در این قرن بود که برحسب توافقاتی (که نامبرده شرح آن‏را در کتاب خود آورده است) روی یک متن واحد موافقت شده است. (هرچند بعدها این نظر خودرا اصلاح کرد.)

افغانی که خود سنئ سلفی است و درجرمنی زندکی مى‏کند مدیریت «مرکز مطالعات ستراتژیک افغان» و «مسئولیت مرکز فرهنگی دحق لاره» را به‏عهده دارد. در کتابی تحت عنوان: «آیا پیروی از (مذهب) مذاهب چهارگانه واجب است؟» وی پیدایی مذاهب چهارگانه‏ی اهل سُنّت را به‏وجود قرآن‏های چهارگانه مدلل کرده است <که به‏پنداشت او> تا قرن چهارم  مروج بوده است. و خود [مانند دیگر سلفیون] جانب‏دار آن شده است که اکنون وقتی قرآنی یک دست و یگانه در اختیارداریم، دیگر لزومی ندارد که به‏چهار مذهب تقسیم شویم...

اختلاف روایات و تعدد قرأت را که همه قبول دارند، مثلاً قرآنی که هم‏اکنون در دست ما است به‏روایت «حفص بن سلیمان بن مغیره‏ی اسدئ کوفی = 90 ـ 180، ﻫ ق» تنظیم شده است که او هم بر مبنای قرأت «پدراندر» خود «عاصم بن ابی‌النجود الکوفی التابعی = 82 ـ 127، ﻫ ق» دریافت کرده بوده و او هم از «ابی‌عبدالرحمن عبدالله بن حبیب السُلّمی، از عثمان بن عفان، علی بن ابی‌طالب، زید بن ثابت، ابی‌بن کعب و از رسول الله مبارک دریافت کرده است. در مورد قرأت یا رسم الخط قرآن سیزده روایت دیگر نیز وجود داشته که در عصر ما منسوخ شده‏اند. فعلاً قرآن یک دست در اختیار داریم که مورد اجماع مسلمین است. 

ـ   آیا حافظه‏ى بشری قابل اعتماد است؟

=  بله، حافظه‏ى بشر مى‏تواند قابل اعتماد باشد، همه می‏دانیم که ذهن بشری (به‏طور مشروط) قادر به‏حفاظت از موضوعات واخبار است؛ ذهن به‏گونه‏ی طبقاتی عمل می‏کند، هرگاه موضوعی را (که به‏هردلیلی برای ما اهمیت دارد) به‏آن بسپاریم و اراده‏ی خود را در تثبیت و حفظ آن به‏کار بندیم؛ در این حالت ذهن به‏صورت یک محفظه عمل می‏کند؛ در غیر این صورت، حادثات یومیه به‏ذهن وارد می‏شود؛ ولی اگر اراده‏ی جهت تثبیت و محافظت  از آن وجود نداشته باشد، به‏مرور کم‏رنگ و کم‏رنگ‏تر شده و بعضاً محو می‏گردد. چنان‏که بعدها بخواهیم نسبت به‏موضوع گواهی کنیم، تنها کلیات خاطرات کم‏رنگی را درمی‏یابیم که جزئیات را از دست داده است. پس ذهن تنها موضوعاتی را سالم نگه می‏دارد که اراده‏ی ما در حفظ آن باشد.

 آن‏چه نگران‏کننده است حافظه‏ى بشر نیست؛ اغراض و مقاصد و حب و بغض‏های او است که در نظرات خود مدخلیت مى‏دهد و بدین‏طریق قلب یا کتمان حقایق مى‏کند. در مورد حافظه‏ى عرب، همه‏ى محققان اتفاق دارند که صحرای وسیع، چشم‏انداز گسترده، هوای صاف، روزهای آفتابی و شب‏های پرستاره، توأم با سخت‏کوشی، قدرت خیال و حافظه‏ی عرب را در حد اعلاء پروریده بود. در منابع آمده که حافظه‏ى اعراب به‏قدری قوی بوده که آنان در سفرهای دور و دراز تجاری، برای آن‏که مرارت‏های سفر را کم‏تر حس کنند، در گروه‏های دو نفری بر پشت شتران خود از حفظ شطرنج بازی مى‏کردند. مثلاً به‏صورت ذهنی، یک طرف مى‏گفت: هم‏اکنون فیل من آن‏جا است، در همان‏حال حریفش مى‏گفت: اسب من آن‏جا است... بدین‏ترتیب بازی ساعت‏ها ادامه مى‏یافت تا به‏نتیجه مى‏رسید.