اینکه هزاره در تاریخ کشور همیشه هزینه داده اما از مواهب اجتماعی و سیاسی جامعه به عنوان یک شهروند برخوردار نبوده، کشف جدید نگارنده نیست؛ این همان چیزی است که رهبر شهید بارها به آن اشعار می داد و در جریان سه سال مقاومت خود آن را به عنوان شعار جریان حق طلبی و عدالتخواهی مطرح کرده بود.

اگر امروز فرصت اندکی در حوزه سیاسی و اجتماعی کشور، فراروی ما قرار گرفته، محصول مبارزات پیشگامان سیاسی یک قوم در تاریخ آن از جمله مزاری بزرگ و ملت باورمندش است.

نگارنده بدین باور است که ما تا دست یافتن به آمال و آرزوهای بلند آنان راهی بس دراز و پر خوف در پیش داریم و جز با همت بلند و سعی شکوهمند به آن دست نخواهیم یافت. بله، امروز هزاره ها به صورت نسبی در بدنه حاکمیت سهیم شده و قانونا به عنوان اتباع کشور از حقوق سیاسی و اجتماعی برخوردار گشته اند؛ اما چنانچه آن پیر فرزانه می گفت: «حق گرفتنی است نه دادنی»، پس بر ما است که با حکمت و فرزانگی این فرصت محدود را به وضع مطلوب بدل کنیم.

در چنین شرایطی است که رسالت و مأموریت رهبران سیاسی ما بسی دشوار و سنگین جلوه می کند و همچنانکه ظرفیت ها و توانایی آنها برای تأثیرگذاری بر معادلات  کشور، دستاورد تاریخ یک قوم است، هر اقدام سیاسی شان نیز، آنان را در برابر قضاوت تاریخ در آینده و داوری ملت در شرایط کنونی قرار می دهد. ظرفیت های که یک قوم با تحمل هزینه های بسیار پیش روی رهبران کنونی ما گذاشته است، نباید همانند مهره شطرنج صرف بازی سیاسی برای منافع فردی و یا گروهی شود.

در این بین وضعیت محقق به عنوان بارزترین رهبر سیاسی هزاره خطیرتر از دیگران نمود پیدا کرده است. زنگ خطر برای رهبران ما در انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شوراهای ولایتی به صدا درآمد و این نشانه آن است که مردم حرکت های سیاسی آنان را زیر ذره بین دارند. محقق به عنوان نزدیک ترین شخصیت سیاسی به رهبر شهید، سابقه مبارزاتی اش در دوران جهاد و مقاومت علیه طالبان، توقعی بیشتری را به خود معطوف داشته و درست به همین دلیل خود را بیش از دیگران در دایره امتحان و بوته نقد قرار داده است.

درک شرایط کنونی بسیار ساده است؛ امّا نحوه اقدامات سیاسی رهبران، چینش افراد ماحول شان و یارگیری آنان در انتخابات شوراهای ولایتی این گمان را تقویت کرد که آنان چند گام از ملت پس تر مانده اند. باید درک کرد که هر دوره ای شرایط و الزامات خود را دارد؛ و امروز دیگر دوره ای قوماندان سالاری، خان بازی و ارباب پروری گذشته است. باید به صراحت گفت که اگر محقق امروز در چینش افراد ماحول خود تجدید نظر نکرده و نحوه یارگیری خود را اصلاح نکند، به زودی میدان را واگذار خواهد کرد و شاید در آینده نزدیک دیگر چنین فرصتی را به دست نیاورد.

این تذکار صریح بدین جهت لازم آمد که اخیرا آقای محقق، عبده و ناطقی را برای تصدی پست های مهم وزرات معرفی کرده و آنها نیز خود را برای پوشیدن این لباس که البته بر قامت آنان دراز و سنگین می نماید، خود را آماده می کنند. بر همگان روشن است که نامبردگان هیچ نوع تحصیل آکادمیک نداشته و ممکن است مدارکی را به گدایی از این یا آن کشور به دست آورده باشند. نمی دانم ناطقی مدرکش را مدیون کدام دانشگاه و چه کشوری است، اما همه می دانند که جناب عبده در سفری که اواخر تابستان امسال به ایران داشت، رهین منّت مقامات مرکز بین المللی «المصطفی» یعنی همان مرکز جهانی علوم اسلامی سابق در «قم» گشت؛ مدرکی را زیر بغل نهاد و رحل سفر به سوی وطن کرد، تا نام نهادِ نهاد مهم وزارت شود. در حالی که وی حتی یک روز در آن مرکز درس نخوانده است.

 کم بهره گی آقایان نامبرده از سواد معمولی در جریان مناظرات دوره انتخابات و شکست شان در جدل های رسانه ای در برابر طرف مقابل به عیان مشخص بود. اما آیا صرف وفاداری و سرسپردگی شخصی شان به شخص محقق می تواند مجوز تصدی مقام مهم وزارت توسط آنان شود؟

ممکن است کسانی در کشوری که آمار بی سوادی در آن بسی بلند بوده و سر به آسمان می ساید، کم سواد بودن نامزدان محترم وزارت را عیب ندانند، ولی در مورد دزدی و اختلاس چه می توان گفت؟ عبده از جمله کسانی است که اسناد مداخله آشکار وی در اختلاس هم اکنون بر سر میز «امنیت ملی» قرار دارد. او که در زمان دولت مستعجل احسان جاوید بر وزارت ترانسپورت، ماهیانه ده هزار دالر از وی باج می ستاند تا برای ابقای نامبرده در پست وزارت پیش محقق هزار بهانه و دلیل بتراشد و شاهکارهای او را توجیه نماید.

آیا شخصیتی با چنین سابقه درخشان در دزدی، اختلاس، باجگیری و جعل مدارک تحصیلی، شایسته نشستن بر مسند وزارت و تکیه زدن بر چوکی قدرت است؟ (شمشیر به دست زنگی مست سپردن!!!) آیا محقق می تواند سرنوشت سیاسی و سابقه مذهبی - جهادی خود را با چنین آدمی پیوند زند؟ محقق نمی اندیشد که بخشی از شکست مردم ما در انتخابات شوراهای ولایتی کشور محصول ایده پردازی ها و مشورت های حکیمانه چنین مشاورانی است که جز به جیب خود نمی اندیشند؟   

از همه مهمتر اینکه محقق یک رهبر سیاسی - قومی است و اگر کرزی هم با او ائتلاف می کند بدین جهت است که وی در میان مردم خود نفوذ دارد و جمع زیادی از مردم از او هواداری می کنند. اما مردم نیز تا زمانی از محقق حمایت خواهند کرد و پشت سرش خواهند ایستاد که منافع آنان را به پای مصالح فردی و تیمی خود نریزد. 

چنانچه به دست آمد، دغدغه مهم نگارنده این است: که ما در دولت آتی تجربه دوره قبل را تکرار نکرده بلکه افراد و شخصیت های خوشنام، خدمتگذار، خبره، با سابقه و امین را برای احراز پست های مهم دولتی و ملی پیشنهاد دهیم؛ تا هم از فرصتی که با خون دل به دست آمده برای خدمت به مردم و کشور حداکثر بهره برداری شود و هم رهبران ما ایفای وظیفه کرده و سابقه خوبی از خدمتگذاری و وطن پرستی را در حافظه تاریخ از خود به یادگار گذارند.